
امروزه با وجود پيشرفتهاي علم پزشكي و دستاوردهاي تكنولوژي، ديگر سرطان يك بيماري لاعلاج نيست. اگر چه كسي منكر صعبالعلاج بودن آن نميشود، اما شكستناپذير بودن آن به افسانهها پيوسته است. كتاب من يك نجات يافته ام بخشي از تجربياتِ ۱۰۸ زن و مرد است كه توانستهاند با غلبه بر بيماريشان شاهدي باشند بر علاجپذير بودن سرطان.
شك دارم كه هيچ بيماري، هرچقدر هم كه براي بدترين خبر آماده باشد، واقعا آمادهي فهميدن اين باشد كه سرطان دارد. هيچ چيز نميتواند آدم را براي لحظهي رويارويي با بزرگترين ترسش آماده كند. (من يك نجات يافته ام – صفحه ۵۱)
كتاب من يك نجات يافته ام
تمام انسانها در مواجهه با واقعيتي تلخ، پنج مرحله را از سر ميگذرانند:
انكار – اين مرحله نوعي دفاع ذهني است كه شما را در مقابل هجمهي واقعيت ايمن نگه ميدارد.
خشم – اندكي بعد، انكار شما به خشم تبديل ميشود. اين واكنش نوعي برونريزي جهت كاهش استرس شماست.
جر و بحث – حالا وقت آن است كه دنبال مقصر بگرديد: چه شد كه اينگونه شد؟
افسردگي – ماندن در اين مرحله هيچ دردي را دوا نميكند. بهتر است هرچه سريعتر از اين مرحله عبور كنيد.
پذيرش – حالا شما با ابعاد گوناگون اين مشكل كنار آمدهايد و آمادهايد تا براي رفع آن راهي را برگزينيد.
برچسب:
،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۱۳ اسفند ۱۴۰۳ساعت:
۰۲:۰۳:۳۸ توسط:ناهيده شكري موضوع:
نظرات (0)

شهر فرنگ اروپا با عنوان فرعي چكيدهاي از پيدا و پنهان قرن بيستم، اثري از پاتريك اوئورژدنيك است. او در پراگ به دنيا آمد اما در ۱۹۸۴ به فرانسه رفت. پاتريك تاكنون هشت كتاب نوشته است كه شامل رمان و داستان و شعر و مقاله ميشوند. جوايز ادبي متعددي براي نوشتههايش به او تعلق گرفته است كه از جمله آن ميتوان به صندوق ادبي چك اشاره كرد.
در پشت جلد، قسمتي از متن كتاب آمده است:
درختها براي شهرها مهم بودند، چون اكسيژن را بازتوليد ميكردند و خاكستر جسدهاي سوزاندهشده كود مناسبي براي باغهاي ميوه و سبزيجات بود… جسدهاي مدفون در خرابههاي ساختمانها روي هم تلنبار شده بودند و بعضي وقتها دو يا سه جسد دست در دست هم داشتند يا همديگر را در آغوش گرفته بودند و ميبايستي با اره آنها را از هم جدا كنند. و يكي از زنها نميخواست جسدها را از هم جدا كند و فرمانده اين عمليات ميخواست او را تيرباران كند، چون در كار اخلال كرده بود، اما در اين فاصله سربازاني كه قرار بود او را تيرباران كنند در رفته بودند.
خلاصه كتاب شهر فرنگ اروپا
خواننده با خواندن جملات پشت جلد كتاب، حس ميكند در دنياي متفاوتي زندگي ميكند، دنيايي كه هرگز چنين فجايع انساني و اخلاقي را تجربه نكرده و قرار هم نيست تجربه كند؛ گويي اين اتفاقات در سيارهي ديگري رخ دادهاند، اما اينجا كرهي زمين است، اينجا شهر فرنگ اروپاست، چشمتان را روي دريچهي اين جعبهي جادويي بگذاريد و چكيدهاي از پيدا و پنهان تاريخ قرن بيستم را مشاهده كنيد؛ هرآنچه كه شايد براي دانستن آن نياز به تهيه و مطالعهٔ چندين كتاب تاريخي قطور باشد.
اينجا اروپاست، باوركردنش دشوار است، اما اينجا همان جاييست كه امروزه آن را مهد تمدن و روشنفكري ميدانند. جايي كه جنگ جهاني اول را جنگي امپرياليستي ميخوانند، جايي كه بر سر قدرت نزاع ميكنند تا فضايلي چون عشق به ميهن و فداكاري و ايثار را با كشتن مخالفان خود زنده نگه دارند.
در اين كتاب همهچيز به چالش كشيده شده است: از باورهاي اديان متعصب گرفته تا دينگريزان خداناباور (آتئيست). از فرقههاي مذهبي گوناگون و خرافاتي كه به مردم جامعه تزريق ميكردند گفته شده است، تعاريف مختصر اما جامعي از فاشيستها، كمونيستها، ساينتولوژيستها، دموكراتها، از بزرگترين نسلكشي قرن و اهداف آنها ارائه شده است.
«نخستين نسلكشي قرن بيستم در ۱۹۱۵ در تركيه رخ داد. حكومت ابتدا ششصد خانوادهي ارمني را كه در قسطنطنيه زندگي ميكردند بازداشت و تيرباران كرد، بعد سربازاني را كه تبار ارمني داشتند و در ارتش تركيه خدمت ميكردند خلع سلاح و تيرباران كرد. و به همهي ارامنه دستور داده شد كه شهرها و روستاها را ظرف بيستوچهار يا چهلوهشت ساعت تخليه كنند و ارتش تركيه در برابر دروازههاي شهر مستقر شد و همينطور كه افراد بيرون ميآمدند مردان را به گلوله ميبست و زنان را و كودكان را به مناطق صحرايي بينالنهرين تبعيد ميكرد. و زنان و كودكان ميبايست پاي پياده، بدون غذا، سيصد تا پانصد كيلومتر را طي ميكردند و بسياري از آنها در طول راه مردند.» (شهر فرنگ اروپا – صفحه ۴۲)
علاوه براين، كتاب شهر فرنگ اروپا از قوانين عقيمسازي كه امريكاييها و سپس نازيها به اجرا گذاشتند ميگويد كه به باور خودشان نوعي «بهسازي نژادي» تلقي ميشد! از اختراع ***هاي ضدحاملگي و تأثير مفيد آن بر حضور بيشتر زنان در جامعه به جاي ماندن در خانه و نگهداري از فرزندان ميگويد. از قرن بيستم ميگويد و تصورات كساني كه آن را مرگبارترين قرن در تاريخ بشر ميدانستند. از تحصيل اجباري و پيشرفت تكنولوژي و اهميتپيداكردنِ نوجوانان و جوانان در برخي كشورهاي دموكراتيك پس از جنگ جهاني دوم ميگويد و جوامعي كه بهمرور به مصرفگرايي روي آوردند.
برچسب:
كتاب شهر فرنگ اروپا،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۱۳ اسفند ۱۴۰۳ساعت:
۰۲:۰۱:۱۴ توسط:ناهيده شكري موضوع:
نظرات (0)

كتاب اعترافات اثري از فيلسوف بزرگ، ژان ژاك روسو است كه در سال ۱۷۸۲ به رشته تحرير در آمد. روسو در اين كتاب بسيار شناخته شده و تأثيرگذار، داستان زندگي خود را روايت و به تمام كرده و ناكردههاي زندگي خود از تجارب سازنده در دوران كودكي در ژِنو گرفته، تا دستيابي به شهرتي جهاني به عنوان فيلسوف و رماننويس در پاريس و ماجراي تبعيد و دورافتادگياش از جهان تمدنهاي مدرن ميگويد.
كتاب اعترافات كه روسو گاه از آن با عنوان خاطرات ياد ميكند، بيشتر از آنكه به نقل اعمال و افعال او در موقعيتهاي گوناگون زندگياش بپردازد و شرح حوادثي باشد كه از سر گذرانده، داستان احساسات و انديشههاي اوست.
مترجم كتاب – مهستي بحريني – كه ترجمه بينظيري از آن ارائه داده است در مقدمه كوتاه خود بر كتاب، مينويسد:
روسو در اين كتاب روح خود را عريان به خوانندگانش نشان ميدهد، بيهيچ پردهپوشي به عيبها و خطاهايش اعتراف ميكند و ميگويد كه در گيرودار حوادث چه ضعفهايي داشته و چه اشتباهاتي از او سر زده كه مايه شرمسارياش شده است. همچنين از عشق بيپايانش به طبيعت، كه با دل و جانش درآميخته بود، به تفصيل سخن ميگويد.
نويسنده كتاب خود را در دو بخش و در ۱۲ دفتر نوشته است. پشت جلد كتاب اعترافات نيز متني آمده است كه در ابتداي دفتر اول تكرار شده است:
اين يگانه تصويري است كه از انسان وجود دارد و به احتمال تا ابد همين يك تصوير وجود خواهد داشت. تصويري كه دقيقا از روي طبيعت كشيده شده و چهره راستين او را ترسيم كرده است. هر كه هستيد، اي كساني كه تقدير يا اعتماد من شما را حاكم بر سرنوشت اين دفتر كرده است، به خاطر شوربختيهايم، به خاطر احساسات و عواطفتان، و به نام نوع بشر از شما تمنا دارم كه اين اثر يگانه و سودمند را از ميان نبريد. اثري كه ميتواند در مطالعه احوال بشر، مطالعهاي كه بيگمان هنوز آغاز نشده است، به عنوان نخستين معيار مقايسه به كار رود و نيز تمنا دارم تنها يادگار باارزشي را كه حرمتبخش خاطره من است و نمودار اخلاق و منش من و به دست دشمنانم تحريف نشده است، از بين نبريد و سرانجام، حتي اگر شما خود يكي از اين دشمنان سرسخت باشيد، ديگر به جسد خاكستر شده من دشمني مورزيد و بيداد و بيامان خود را تا زماني كه ديگر نه من و نه شما زنده نخواهيم بود، ادامه ندهيد بلكه بتوانيد دست كم يك بار شرافتمندانه نزد خود گواهي دهيد كه بزرگوار و مهربان بودهايد، در جايي كه ميتوانستيد بدخواه و انتقامجو باشيد: البته چنانچه بدي روا داشته در حق مردي كه هرگز مرتكب نشده و يا نخواسته است بشود، بتواند نام انتقام به خود بگيرد.
برچسب:
كتاب اعترافات،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج:
0
بازدید:
+ نوشته شده:
۱۳ اسفند ۱۴۰۳ساعت:
۰۱:۵۸:۲۵ توسط:ناهيده شكري موضوع:
نظرات (0)